دانلود رمان استیصال از نسترن اکبریان با لینک مستقیم

دانلود رمان استیصال از نسترن اکبریان با لینک مستقیم

دانلود رمان استیصال از نسترن اکبریان PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

نسخه کامل قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر

نویسنده رمان: نسترن اکبریان

چکیده رمان استیصال

همه چیز بوی خون به خود گرفته بود. عطر گندیده ی قتل پس از سال ها در مشام حوا بیدار شده و انگشت اتهام، سایه ی عشق را خط میزد. همه چیز برایش گنگ بود، او دیوانه نبود؛ مطمئن بود حقیقت را تنها خود میداند و بر او انگ دیوانگی چسبانده اند. می‌خواستند او را مجنون جلوه دهند تا از گناه خود بکاهند، اما چه کسی می دانست واقعیت چیست؟

قسمتی از متن رمان استیصال

میدونی چی این دو سال رو برات تعریف کنم خوشحال تر میشی؟

اون شب هایی که تا صبح به دهن اون پرستارهای وحشی چشم می دوختم…

یه بار به جای اینکه بگن مادرت اومده بگن دادشت اومده! بگن نامزدت اومده!

بگن همون طور که با لب خندون اومدن و انداختنت توی این جهنم دره حالا اومدن ببرنت خیلی خاطرات خوشی ساختم در نبودت؛ مگه نه؟

تو با چه رویی الآن روبه روی من نشستی؟ شرمت نمیشه توی چشمهای من نگاه کنی؟

صدایم هر لحظه بیش از قبل تحلیل میرفت و کم جانی اش به رخ می آمد!

اولین قطره اشک بی صدا روی دستم فرو ریخت. دستانم می لرزید. نفسم تنگ شده بود؛ انگار اکسیژنی در آن خانه لعنتی نبود!

آن بغض سمج انگار به هدفش رسید. دستانم بالا آمد و به سینه ام چنگ انداخت. گلویم را میفشردم تا نفسی را برای ادامه ی حیات ببلعد.

همه چیز را هاله ای گنگ در خود کشیده بود. چرا صداها خفه در سکوت بود؟ چرا چهره ها در هم فرو رفته بودند؟

چرا احساس میکردم زمین لرزه ای چند هزار ریشتری به جانم دست برد زده بود؟

سردم بود؛ قلبم از سرما می لرزید و از دندانهایش خون می چکید چه از جان بی ارزشم میخواستند که مدام نامم را به لب می آوردند؟ !

حوا مامان… حوا؟ حوا دخترم…. این رو بخور مامانم….

دهنت رو باز کن …صدای فریادهایشان آزارم میداد. می خواستم بگویم ساکت شوید!

لحظه ای رهایم کنید تا این جان تمام شده به سر آید!

چیزی در دهانم فرو رفت و هق هق هایم موجب شد فرو رود!

تلخی آن قرص ها را هنوز به خاطر داشتم! همان هایی که آن پرستار با بی رحمی در دهانم می فشرد تا دیوانگی ام را اثبات کند!

تلخ بود تلخی خیانت برادرم؛ همخونم تلخ تر از زهر بود….

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
همه چیز بوی خون به خود گرفته بود. عطر گندیده ی قتل پس از سال ها در مشام حوا بیدار شده و انگشت اتهام، سایه ی عشق را خط میزد. همه چیز برایش گنگ بود، او دیوانه نبود؛ مطمئن بود حقیقت را تنها خود میداند و بر او انگ دیوانگی چسبانده اند. می‌خواستند او را مجنون جلوه دهند تا از گناه خود بکاهند، اما چه کسی می دانست واقعیت چیست؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: استیصال
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: نسترن اکبریاند
  • ویراستار: بخیز
  • تعداد صفحات: 676
  • منبع تایپ: بخیز
خرید کتاب
60,000 تومان
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره ما
بخیز: همراه شما در مسیر رشد و شکوفایی. با بخیز، دنیای درون و بیرون خود را کشف کنید، از سفر و گردشگری لذت ببرید، به سلامت و زیبایی خود اهمیت دهید و در مسیر موفقیت گام بردارید.
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بخیز رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!