دانلود رمان افگار (2 جلدی) از ف.میری با لینک مستقیم

دانلود رمان افگار (2 جلدی) از ف.میری با لینک مستقیم

دانلود رمان افگار (دو جلدی) از ف.میری PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

نسخه کامل قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر

نویسنده رمان: ف.میری

چکیده رمان افگار 

عاشق بودند؛ هردویشان…!جانایی که آبان را همچون بت می‌ پرستید و آبانی که جانا.. حکم جانش را داشت.. عشقی نفرین شده که در شب عروسی شان جانا را روانه زندان و آبان را روانه بیمارستان کرد…افگار داستان دختری زخم خورده که تازه از زندان آزاد شده به دنبال عشق از دست رفته اش، دوباره پا در عمارت مجدها میزاره و مردی که سال‌ هاست فراموشی گرفته و دیگر هیچ نشانی از آن آبان قدیمی عاشق ندارد…

قسمتی از متن رمان افگار 

دو قطره زهر هم زمان روی صورتش افتاده و پوس صورتش را می سوزاند.

با آهی دست زن را پس زده و سلانه سلانه راهی سلولش می شود.

صدای جیغ و خنده سلول را برداشته بود.

دختران سرخوش با خوراکی ها برای خود ضیافت کوچکی ترتیب داده و فارغ از آدم و عالم در حال شادی و بگو بخند بودند.

اگر پای درد و دل هر کدام مینشستی میتوانستی یک مثنوی هفتاد من از زندگی نامه و دردهایشان بنویسی.

اما آن ها سال ها بود که یاد گرفته بودند غم هایشان را برای خود و شادی شان را برای همدیگر نگه دارند.

چراکه تنها راه جان به در بردن از آن لجن زار بی صاحاب مانده که نامش را ندامتگاه گذاشته بودند، حفظ روحیه شان بود و بس…

خنده های بی غل و غش دختران را که دید بی هیچ حرفی از سلول فاصله گرفت.

نمیخواست با حال خرابش حس و حال آنها را هم بپراند. هنوز دو قدم هم نرفته بود که با صدای ذوق زده نجلا درجایش ایستاد.

جانا… برگشتی؟

شنیدم ملاقاتی داشتی.

در دل لعنتی بر دهان لق حنا فرستاد.

حالا کی میتوانست این عجوبه ها را دست به سر کند؟

ناچار به طرف نجلا برگشت: بریم تعریف میکنم براتون.

صدای جیغ ناباور حنا در سلول می پیچید…یعنی چی..!

چرا جواب سر بالا میدی

درست تعریف کن ببینم چه خاکی به سرت شده.

مگه تو رو از سر گذر پیدا کردن که حالا انقدر راحت داره دورت میندازه؟

اصلا اگر میخواست همچین کاری کنه دیگه برای چی اومده بود؟

در جواب حنا بی حال سرش را روی زانوانش گذاشت و بی ای بالا انداخته و شمرده شمرده گفت: انقدر جیغ جیغ نکن حنا سرم درد میکنه…

اومده بود بگه حالا که قرار آزاد بشم حق ندارم دیگه به اون خونه برگردم

اومده بود بگه حق اینکه روشون حساب کنم و ندارم.

اومده بود بهم حالی کنه که منم پنج سال پیش با جاوید و بابام براشون مردم …

بسه یا بازم برات توضیح بدم برای چی اومده بود؟

حنا زیر لبی فحش پدر و مادر داری زمزمه کرده و بی اعصاب گوشه ای چمباتمه زد.

ریحان دپرس شده بالشت را زیر دستانش جابه جا کرد حالا وقتی آزاد شدی میخوای چیکار کنی؟

قبل از آنکه حتی جانا دهان باز کند حنا توپید الان وقت پرسیدن همچین سوالیه بیشعور؟ نمیبینی حالش بده..

کج خندی از نگرانی بی موردشان روی صورتش نشست. لحظه ای فکر کرد

کاش دردش فقط درد بی خانمان شدن بود.

او به چه فکر میکرد و در فکر بقیه چه میگذشت

کمی در جایش جابه جا شد و پاکت نامه ی تاخورده را از…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
عاشق بودند؛ هردویشان...!جانایی که آبان را همچون بت می‌ پرستید و آبانی که جانا.. حکم جانش را داشت.. عشقی نفرین شده که در شب عروسی شان جانا را روانه زندان و آبان را روانه بیمارستان کرد...افگار داستان دختری زخم خورده که تازه از زندان آزاد شده به دنبال عشق از دست رفته اش، دوباره پا در عمارت مجدها میزاره و مردی که سال‌ هاست فراموشی گرفته و دیگر هیچ نشانی از آن آبان قدیمی عاشق ندارد...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: افگار (دو جلدی)
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: ف.میری
  • ویراستار: بخیز
  • تعداد صفحات: 4198
  • منبع تایپ: بخیز
خرید کتاب
50,000 تومان
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره ما
بخیز: همراه شما در مسیر رشد و شکوفایی. با بخیز، دنیای درون و بیرون خود را کشف کنید، از سفر و گردشگری لذت ببرید، به سلامت و زیبایی خود اهمیت دهید و در مسیر موفقیت گام بردارید.
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بخیز رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!