دانلود رمان تو قلب منی از ریحانه نوروزی با لینک مستقیم

دانلود رمان تو قلب منی از ریحانه نوروزی با لینک مستقیم

دانلود رمان تو قلب منی از ریحانه نوروزی PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

نسخه کامل قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر

نویسنده رمان: ریحانه نوروزی

چکیده رمان تو قلب منی

سکوتی سنگین بعد از فریاد من افتاد: «کسی منو درک نکرد؟!» نگار با عصبانیت گفت: «عاره عاره، درک نکردیم عشقم!» من، با تیشه‌ای که نماد قدرت بود، گفتم: «پس سکوت شما یعنی رضایت!» ناگهان چشمم به آن نسیِ خیارشور افتاد که به ایمان چسبیده بود، انگار یک رابطه‌ی انگلی!  پرسیدم: «داری از این رابطه‌ی یکطرفه حرف میزنی؟ایمان با پرخاش جواب داد: «به تو چه؟ حسود!» و من، با نگاهی تیز، گفتم: «حسود؟ عمه‌ی بزته!»

قسمتی از متن رمان تو قلب منی

من: چی؟ دست به من بزنی جیغ میزنم عوضی.

ارمیا با حرص گفت: آره فکر خوبیه؛ امیر داداچی پاشو پاشو یا علی.

با غیض گفتم: هوی؛ ب تو چه جلبک…

امیر از سر جاش بلند شد و آمد سمتم ک یه قدم رفتم عقب

گفتم: نفله ی مفت خور؛ دست به من بزنی گناه کبیره برات نوشته میشه

مگه تو محرم نامحرم حالیت نیس نامسلمون؛ مگ… یهو دیدم رفتم رو هوا ..

به خودم که آمدم دیدم از بچه ها فاصله گرفتیم.

یه جیغ قرمز مایل به بنفش کشیدم و گفتم امیر؛ غورباغه بزارم زمین.

هوی شل مغز با توام.

با خنده گفت: وداع آخر تو بکن .

یا امام زاده یا حض…..

حس کردم سر تا پام یخ زد…

امیر هشت پا واستاده بود بالا سرم هرهر میخندید؛ واستا فقط به من میگن آوا نه برگ چغندر.

لبخند خبیثی زدم و ساق پاشو کشیدم به سمت خودم ک تق با نشیمنگاه افتاد تو آب.

با حرص بلند شدم و گفتم منو میندازی تو آب افلیح.

بعد با دستم تند تند آب پاچیدم رو صور تش ک داد زد: گوه خوردم .

از روش بلند شدم و گفتم: اون که غذای هر روزته.

یهو دیدم صدای دست و صوت و خنده بلند شد.

با ذوق دستمو گذاشتم رو سینم و گفتم مخلصیم؛ غولومیم ؛ نوکریم؛ توروخدا خجالتم ندین.

خند شون شدت گرفت؛ به سمت بچه ها حرکت کردم وقتی رسیدم بهشون چیزی ازوشون باقی نمونده بود.

با خنده گفتم: میریم ادامه ی بازی.

دوباره ….نه دوباره!

میخوام بدونم چراااا؟؟؟؟

با حرص رو به ارمیا کردم و گفتم به نفعته آسون بگی.

ابرو هاشو انداخت بالا و گفت به همین خیال باش.

بعد مکثی کرد و گفت خب آوا عشقم جرعت یا حقیقت

چشمامو ریز کردم؛ اگه میگفتم حقیقت فکر میکردن ترسوام بنابر این…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سکوتی سنگین بعد از فریاد من افتاد: «کسی منو درک نکرد؟!» نگار با عصبانیت گفت: «عاره عاره، درک نکردیم عشقم!» من، با تیشه‌ای که نماد قدرت بود، گفتم: «پس سکوت شما یعنی رضایت!» ناگهان چشمم به آن نسیِ خیارشور افتاد که به ایمان چسبیده بود، انگار یک رابطه‌ی انگلی! پرسیدم: «داری از این رابطه‌ی یکطرفه حرف میزنی؟ایمان با پرخاش جواب داد: «به تو چه؟ حسود!» و من، با نگاهی تیز، گفتم: «حسود؟ عمه‌ی بزته!»
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: تو قلب منی
  • ژانر: عاشقانه، تخیلی
  • نویسنده: ریحانه نوروزی
  • ویراستار: بخیز
  • تعداد صفحات: 396
  • منبع تایپ: بخیز
خرید کتاب
50,000 تومان
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره ما
بخیز: همراه شما در مسیر رشد و شکوفایی. با بخیز، دنیای درون و بیرون خود را کشف کنید، از سفر و گردشگری لذت ببرید، به سلامت و زیبایی خود اهمیت دهید و در مسیر موفقیت گام بردارید.
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بخیز رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!