دانلود رمان جنایات با طعم عشق از شیرین سعادتی با لینک مستقیم

دانلود رمان جنایات با طعم عشق از شیرین سعادتی با لینک مستقیم
دانلود رمان جنایت با طعم عشق از شیرین سعادتی PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

نسخه کامل قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر

نویسنده رمان: شیرین سعادتی

چکیده رمان جنایت با طعم عشق

تو گذشته اتفاقاتی افتاده و حالا یه سرگرد زخم خورده دنبال قاتل پدرشه و یه دختر معصوم که داره قربانی میشه… سرنوشت این دو نفر چی میشه!؟…

قسمتی از متن رمان جنایت با طعم عشق 

یه بافت کرم رنگ و یه شلوار قهوه ای پوشیدم…

خط چشم قهوه ای کشیدم و یه رژ گلبه ای رنگ هم زدم…

موهامم که نم دار، باز دورم بودن.

از اتاق رفتم بیرون…باید فکری برای ناهار میکردم…تو آشپزی حرفه ای نبودم اما میتونستم غذا درست کنم.

این مدت هم یا از بیرون میگرفتیم، یا خودمون درست میکردیم…

به آشپرخونه رفتم و بعداز کمی فکر کردن تصمیم گرفتم ساندویچ سوسیس بندری درست کنم!

موادش رو به ردیف گذاشتم و شروع کردم به خرد کردن…

این مدت میشه گفت من و راتین داشتیم باهم زندگی میکردیم…

عین زن و شوهرا…منتهی ها هرکی میدید اینو میگفت.

چون زیاد برخورد نداشتیم…هردو آروم بودیم و کاری به کار هم نداشتیم که فقط من بود که اذیتش میکردم…مثل امروز..البته ناحواسته!

خندم گرفت…فکر میکردم با این کارهام خیلی عصبانی بشه و دعوا کنه اما آروم تر از چیزی بود که فکر میکردم.

به خودم که نمیتونم دروغ بگم…با خودم میگفتم بداخلاقه ولی نبود!…

معمولاً سرگردها خشک و سردن اما راتین..بیشتر آروم و گرفته بود…

البته شایدم تو محل کارش این نباشه….حتما دیگه!

راتین: چیکار میکنی؟

من که تا الان تو فکر خودش بودم یهو از جا پریدم..قل*ب*م تند تند میزد…هوفی کردم..

نگاهش کردم: معلوم نیست؟

اومد تو آشپزخونه… یه صندلی کشید عقب و نشست…ا

یه نگاه انداخت..

راتین: چرا..ولی مگه تو جز خراب کاری، کار دیگه هم بلدی؟

ای پررو…حرصم گرفت..ولی نه زیاد!..نمیدونم چرا ولی از حرفهاش زیادم ناراحت نمیشدم…

احمقانه بود ولی به دلم می نشست!..شاید بخاطر این بود که باهام حرف میزنه…

ولی مگه ممکنه که جواب ندم؟ نه!…پس قیافه ریلکس و بیخیالی به خودم گرفتم…

گفتم: کار خرابی دقیقا منظورت چیه؟…زدن خودت!؟

زیر چشمی دیدم که لبهاشو به هم فشار داد. تو دلم خندیدم…

خوردی آقا پلیسه!؟..حالا تف کن خفه نشی…

تو دلم داشتم براش قیافه می اومدم که نمیدونم چی شد، یهو انگشت اشاره دست چپم رفت زیر چاقو!!

آخی گفتم و سریع کشیدم عقب…آی چه سوزی میزنه..راتین از جاش بلند شد و دستم رو گرفت..

راتین: ببینمش..چکار کردی؟

دستم تو دستش نشست و باز قل*ب*م دیوونه شد..اه آروم بگیر دیگه لامصب!

راتین بامزه زمزمه کرد: خدا تقاص دل شکسته رو زود میگیره!

لبهامو به هم فشار دادم و با اخم دستمو از تو دستش بیرون کشیدم..از بالای یخچال چسب زخم پیدا کردم و یکیشو دور دادم دور انگشتم…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
تو گذشته اتفاقاتی افتاده و حالا یه سرگرد زخم خورده دنبال قاتل پدرشه و یه دختر معصوم که داره قربانی میشه... سرنوشت این دو نفر چی میشه!؟...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: جنایت با طعم عشق
  • ژانر: عاشقانه، پلیسی
  • نویسنده: شیرین سعادتی
  • ویراستار: بخیز
  • تعداد صفحات: 499
  • منبع تایپ: بخیز
خرید کتاب
60,000 تومان
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره ما
بخیز: همراه شما در مسیر رشد و شکوفایی. با بخیز، دنیای درون و بیرون خود را کشف کنید، از سفر و گردشگری لذت ببرید، به سلامت و زیبایی خود اهمیت دهید و در مسیر موفقیت گام بردارید.
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بخیز رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!