دانلود رمان فئودال از سارا_الف با لینک مستقیم

دانلود رمان فئودال از سارا_الف با لینک مستقیم

دانلود رمان فئودال از سارا_الف PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

نسخه کامل قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر

نویسنده رمان: سارا_الف

چکیده رمان فئودال 

دستش به زور به  توتِ قرمز رسید. با لبخندِ دلنشین آن را چید و در دهانش گذاشت. مزه‌ی ترش و شیرین‌اش، دلش را مالش داد و سرشار از حس خوب شد. توتِ قرمزی نوکِ شاخه‌ی درخت بود، دست دراز کرد برای چیدنش… اما همان لحظه دستی دورش حلقه شد. ترسیده سر جایش ایستاد. ضربان قلبش بالا رفت و گلویش خشک شد. بی بی بارها اخطار داده بود تنهایی پشت عمارت نرود. اما نتوانسته بود از توت‌ها بگذرد…

قسمتی از متن رمان فئودال 

بی بی مثل مادرمی… مادری کردی در حقم نمیخوام اتفاقی واست بیوفته…

یه حموم و چایی آوردن که دیگه کاری نداره از این به بعد بسپر به یکی که کم کار داره تو مطبخ در خدمت من باشه…

آسیه دست روی چشم گذاشت. چشم حرف حرف شماست آقا!

حالا تشریف بیارین برای کیسه کشیدن و آب گرم یکی از دختر هارو میفرستم پی اش!

سر تکان داد و جلوتر از او به سمتِ حمام طبق پایین رفت.

در حمام را باز کرد و داغی هوا بر صورتش خورد، امروز روز سختی برایش بود…

پدرش کار زیاد بر دوشش گذاشته بود و از خستگی نای ایستادن نداشت.

به داخل وان رفت و دراز کشید. چشم بست تا کمی روانش را استراحت دهد.

صدای در آمد که زیر چشمی نگاهی کرد گلین را دید. لبخندی بر لب زد و چشم بر هم گذاشت.

دخترک حوله را روی پله حمام گذاشت و سر بلند کرد.

با دیدن نریمان بدون پوشش در حمام هین بلندی کشید و دست روی چشمانش گذاشت.

با دیدن واکنش، گلین لبخندش وسعت گرفت و زیر لب نجوا کرد.

نریمان قربون شرم چشمات…

عجیب دل میبرد از اویی که دل و دین باخته بود به خانزاده روستایش…

سرش را تا حد امکان پایین انداخت تا نگاهش به تن مرد جذاب پیش روی اش نیوفتد.

تا مبادا در نظرش بی حیا جلوه کند و دل بکند از اوی عاشق نریمان که با عشق خیره مانده بود به لپهای گل انداخته یار ممنوعه اش لبخندی زد و گفت

سرتو بالا بگیر گلینم. دل تنگ صورت ماهتم.

در حالی که قلبش با شدت به سینه اش میکوبید

لب گزید و با خجالت جواب داد

نمیشه ارباب

شیرین بود…

تمام گلین شیرین بود

خجالت اش… لبخندش… کلام اش…. صدایش…نگاهش…..

آخ که این موجود کوچک و آرام چه دلی از او به یغما برده بود.

از وان خارج شد و حوله را دور بدنش پیچید. حمام طلب کرده بود تا آرام شود.

مُسکن پیش روی اش بود. حمام در مقابلش چای نبات هم محسوب نمیشد…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
دستش به زور به  توتِ قرمز رسید. با لبخندِ دلنشین آن را چید و در دهانش گذاشت. مزه‌ی ترش و شیرین‌اش، دلش را مالش داد و سرشار از حس خوب شد. توتِ قرمزی نوکِ شاخه‌ی درخت بود، دست دراز کرد برای چیدنش... اما همان لحظه دستی دورش حلقه شد. ترسیده سر جایش ایستاد. ضربان قلبش بالا رفت و گلویش خشک شد. بی بی بارها اخطار داده بود تنهایی پشت عمارت نرود. اما نتوانسته بود از توت‌ها بگذرد...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: فئودال
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سارا_الف
  • ویراستار: بخیز
  • تعداد صفحات: 606
  • منبع تایپ: بخیز
خرید کتاب
55,000 تومان
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره ما
بخیز: همراه شما در مسیر رشد و شکوفایی. با بخیز، دنیای درون و بیرون خود را کشف کنید، از سفر و گردشگری لذت ببرید، به سلامت و زیبایی خود اهمیت دهید و در مسیر موفقیت گام بردارید.
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بخیز رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!