دانلود رمان مو نارنجی من از مریم صدر با لینک مستقیم

دانلود رمان مو نارنجی من از مریم صدر با لینک مستقیم

دانلود رمان مو نارنجی من از مریم صدر PDF و APK اندروید با لینک مستقیم

نسخه کامل قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر

نویسنده رمان: مریم صدر 

چکیده رمان مو نارنجی من

رایین پنج تماس را بی‌ پاسخ گذاشت. آرمین باز هم پیام داد: «زشته… خواهرته…» رایین فقط توانست بگوید: «اونا منو نمی‌بینن…» یک دیالوگ ساده، یک درد عمیق. گاهی از نزدیک‌ ترین روابط، دورترین فاصله‌ها را می‌سازند.

قسمتی از متن رمان مو نارنجی من  

یک هفته از اون شب می گذشت، فکر کنم شوخی مزخرفی بود…

اولین دختری بود که منو می شناخت اما مثل کنه به من نمی چسبید.

خیلی حرصم گرفته بود ار رفتاراش، عین بچه ها این یه هفته رو همش کل کل می کردیم، یا توی خونه یا توی شرکت.

امروز این دیونه نیومد شرکت، اصن به من چه، هووف خود درگیری پیدا کردم.

سوار ماشین شدم و به سمت شرکت یکی از رفقای سیاوش رفتم…

از طرف شرکت قرار بود نماینده بشم و توی جلسه اون شرکت، شرکت کنم.

دو ساعتی جلسه طول کشید بعد از اون به سمت خونه رفتم، آروم کلید انداختم رو انداختم توی قفل و درو باز کردم…

صدای جیغ توجهم رو جلب کرد، گفتم لابد سوسک دیده و لبخندی روی لبم امد.

صدای داد بلند شد.

ولم کن عوضی، برو کنار، میگم ولم کن، کمک تورو خدا یکی کمک کنه.

صدا از توی اتاقش می امد، قطعا این صدا ها به خاطر یه سوسک نبود، ترس توی دلم افتاد.

یه تیکه چوب کنار در ورودی بود، برش داشتم و آروم در اتاقش رو باز کردم…

لعنتی…

چشمش به من افتاد که انگشتم رو به نشانه سکوت روی بینیم گذاشتم.

نا محسوس سرشو تکون داد و بیشتر جیغ کشید، آروم پشت سرش رفتم، چوب روکوبوندم توی سرش.

آخی گفت و روی زمین افتاد.

نهال همونجا روی زمین نشست و تکیه داد به دیوار و زانو هاشو بغل گرفت، اشک می ریخت و می لرزید..

دیدم مرده که بیهوشه، رفتم توی آشپز خونه و لیوانی آوردم و توش آب قند درست کردم و به سمت اتاق رفتم.

وارد اتاق شدم که یهو نهال داد کشید…

پشت سرت…

یهو برگشتم که لیوان از دستم ول شد و سوزشی رو توی بازوم حس کردم…

خواست دوباره چاقو رو بزنه به من ولی من سریع مچش رو گرفتم و دستشو به سمت بالا فرستادم.

یهو حس کردم بی جون شد و به پشت روی زمین افتاد.

نهال ترسون داشت به حرکتی که کرده بود نگاه می کرد و چوب توی دستش در حال له شدن بود.

کم کم دستاش لرزیدن و چوب رو روی زمین انداخت، بازوم می سوخت و لیوان روی زمین خورد شده بود.

نهال آروم آروم به سمت عقب رفت و چسبیده به دیوار زانو زد و زانو هاشو توی بغلش گرفت، زنگ زدم پلیس…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
رایین پنج تماس را بی‌ پاسخ گذاشت. آرمین باز هم پیام داد: «زشته... خواهرته...» رایین فقط توانست بگوید: «اونا منو نمی‌بینن...» یک دیالوگ ساده، یک درد عمیق. گاهی از نزدیک‌ ترین روابط، دورترین فاصله‌ها را می‌سازند.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: مو نارنجی من
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مریم صدر
  • ویراستار: بخیز
  • تعداد صفحات: 931
  • منبع تایپ: بخیز
خرید کتاب
50,000 تومان
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

مطالب محبوب
درباره ما
بخیز: همراه شما در مسیر رشد و شکوفایی. با بخیز، دنیای درون و بیرون خود را کشف کنید، از سفر و گردشگری لذت ببرید، به سلامت و زیبایی خود اهمیت دهید و در مسیر موفقیت گام بردارید.
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بخیز رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!