دانلود رمان نطفه از گل رز قرمز 71 PDF و APK اندروید با لینک مستقیم
نسخه کامل قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر
نویسنده رمان: گل رز قرمز 71
داستان درباره دختری به اسم نغمهس که پدر و مادری معتاد داره و تو زندگیش مشکلاتی داره، تا اینکه پدر و مادرش تصمیم میگیرن نغمه با یک مواد فروش ازدواج کند و همین باعث میشه که مشکلات زندگی نغمه چند برابر بشه …
قسمتی از متن رمان نطفه
بله اقا…
رفتم تو اتاقم و بعد از نیم ساعت رفتم برای جمع کردن میز ولی هنوز سر میز بود…
داخل اشپزخونه شدم صبحانشو تموم کرده بود و رو به من گفت:
قبل ازاینکه کارتو شروع کنی باید قانون هارو بهت بگم: بدون اجازه ی من اب هم نمیخوری…
حق سرک کشیدن تو کارهای منو نداری، ازدستورات من سر پیچی نمیکنی…
من هر باری که با دوستام میام حق بی احترامی به اون ها رو نداری…
فقط طبقه ی اولو تمیز میکنی حق رفتن به طبقه دوم رو نداری…
حالا هم کارتو شروع کن اگه قانون دیگه ای یادم اومد بهت میگم.
خوبه دیگه با وجود دوستاش با من کاری نداره، خوبی این خونه اینکه دیگه…
توش کتک نمیخورم، مسعود داشت خیره نگام میکرد…
توقع داشت عصبانی بشم یا داد و فریاد راه بندازم وقتی دید بی تفاوتم گفت:
سوال دیگه ای نداری؟ نه آقا
و بلند شد و از اشپزخونه خارج شد.
یک هفته از اومدن من به این خونه میگذشت، سرم به کار خودم گرم بود و کاری به مسعود نداشتم اون هم همینطور…
بعد یک هفته دلم برای عزیز تنگ شده بود، دوست داشتم ببینمش، حتما شب به مسعود میگم اجازه بده برم پیش عزیز.
میز شامو که چیدم مسعود رو صدا زدم: اقا ..اقا میز اماده ست…
مسعود اومد داخل سر میز نشست. مشغول خوردن شد یکم این پا واون پا کردم، دلو زدم به دریا تو موضوعو بهش بگم:
اقا میشه فردا اجازه بدید برم خونه ی بابام؟
نه…اخه چرا؟
یادت رفته شب عقد گفتی من دیگه بابا و ننه ندارم؟
درسته گفتم ولی برای دیدن عزیز می خوام برم!
گفتم نه دیگه هم حرفی نباشه برو بیرون!
میشه حداقل بهش زنگ بزنم؟ زیر لب غرید: مگه نگفتم بـــــــــــیرون.
تا بیشتراز این عصبانی نشده مثل فشفشه اومدم بیرون.
دلم برای عزیز تنگ شده بود. شب دیراومد خونه؛ شام خورده بود؛ زمانی که داشت از پله ها می رفت بالا گفت:
تا اخر هفته خونه روخوب تمیز کن چون مهمونی داریم، روز مهمونی چند نفر رو میارم
برای کمک تا اون موقع تو کارهای جزیی رو انجام بده.
و ادامه ی پله هارو رفت بالا…